محمد تقي جعفري
66
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
اين مثالها را با جريان هيتلر مقايسه كنيم : - برنامهء حزب نازى در حقيقت همان هويج و نقش « خر ضرب المثل » را طبقات محروم و متوسط جامعهء آلمان ايفاء مىنمودند ، « سوسيال دمكراتها » و هيندنبرگ در حقيقت همان وظيفهء « گوسفند پيشرمه » را انجام دادهاند . « خوك طناب بسته » انبوه قربانيانى بودند كه در اردوگاههاى كار اجبارى و كورههاى آدمسوزى فدا شدند ، حيوانات دست - آموز هم افرادى بودند كه به نمايشاتى از قبيل سلام دادن به شيوهء خاص « نازىها » در كوى و برزن هنرنمائى مىكردند » ( 1 ) مفهوم جملاتى كه نقل كرديم ، احتياجى به توضيح ندارد ، همين مقدار كافى است كه متفكرى مانند راسل مجبور شده است كه در اين عبارات انسانها را در بهره بردارى از قدرت ، كه بنياد همه حركات و نمودها در دو قلمرو انسان و جهان است ، به چهار قسمت تقسيم نمايد : 1 - خوكى كه با اجبار و زوزه كشان تسليم خواستهء قدرت مىشود . 2 - خر بينوا كه براى يك قطعه هويج نفسزنان و عرق ريزان فرسنگها مىدود . 3 - گوسفندانى كه به دنبال گوسفند پيشرمه بدون اين كه بدانند كجا مىروند ، مىدوند . 4 - حيوانات دستآموز با تعليم و تربيتهاى توجيهى و تلقينات و انگيزگى آداب و رسوم حركت ميكنند ، اين تقسيمبندى را اهانت به عالم بشريت تلقى نكنيد ، زيرا وقتى كه فلسفهء قدرت در طرز تفكرات امثال ماكياولى قدرتمند را تا حد خدائى بالا به برد وقتى كه يك قدرتپرست براى نابود كردن تقريباً پنجاه و پنج ميليون انسان فيلسوف مىشود و مىگويد « و اگر ما به قانون طبيعت احترام نگذاريم و ارادهء خود را به حكم قوىتر بودن برديگران تحميل نكنيم روزى خواهد رسيد كه حيوانات وحشى ما را دوباره خواهند دريد . » وقتى كه منطق امثال آقاى راسل ، وجدان كمالجوى آدميان را ساختهء
--> ( 1 ) قدرت - برتراندراسل ص 85 و 86 ترجمهء آقاى هوشنگ منتصرى